مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: شهریار اقتصادی, سعید ثمره
کلیدواژه ها : نوجوانان تصوير ذهني بدن - نمايه توده بدن - بسامد مصرف غذايي
: 9835
: 173
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف : در نوجوانان تصوير ذهني نامطلوب يا عدم رضايت از وزن و ابعاد بدن، احتمال رفتارهاي مخاطره آميز از نظر سلامتي، مانند رژيمهاي غذايي نادرست و در نتيجه دريافت ناكافي مواد مغذي را افزايش مي دهد. عوامل متعددي در شكل گيري تصوير ذهني مؤثر كه شناخت آنها در هر جامعه اي براي برنامه ريزي صحيح و ترويج رفتارهاي تغذيه اي مناسب اهميت دارد. مطالعه حاضر، با هدف ارزيابي تصوير ذهني بدن در نواجوانان دختر و پسر شهر تهران و ارتباط آن با الگوي مصرف غذايي، وضعيت وزن و فعاليت بدني آنها انجام شد.

مواد و روشها : تعداد 894 دختر و پسر دانش آموز 14 تا 18 ساله (98/0 ؟ 96/15) در پايه هاي اول تا سوم دبيرستانها شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مطالعه پرسشنامه اي خود اجرا بود كه توسط آن وضعيت جمعيتي اجتماعي، تصوير ذهني بدن، بسامد مصرف غذايي و ميزان فعاليت بدني نمونهها مورد ارزيابي قرار گرفت. وزن و قد اندازه گيري شد و نمايه توده بدن محاسبه گرديد. براي ارزيابي تأثير متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته تصوير ذهني بدن، از تحليل رگرسيون لجستيك استفاده شد.

يافتهها : بر اساس نمايه توده بدن، ميزان اضافه وزن / چاقي در دختران و پسران به ترتيب 14 و 6/13 و ميزان كم وزني 12 و 26 درصد برآورد شد. تصوير ذهني غير واقعي از وزن خويش در نوجوانان با وزن متناسب بيش از ساير گروههاي وزني مشاده شد ، بطوريكه در دختران اين گروه، 21% خود را چاق و 22% كم وزن مي دانستند و در پسران اين گروه فراواني اين تلقيها بترتيب 10 و 23 درصد بود (001/0 > P). سابقه اقدام براي كنترل وزن در دختران كم وزن و چاق و در پسران چاق به طرز معني داري بيش از ساير همجنسان ايشان بود. در بين متغيرهاي مورد بررسي، جنسيت مؤنث (52/1 = or)، كم وزن بودن (44/5 = OR)، داشتن اضافه وزن (96/11 = OR)، نداشتن ورزشي منظم (49/1 = OR) و سابقه اقدام براي كنترل وزن (73/2 = OR) از عوامل پيشگويي كننده احتمال داشتن تصوير ذهني نامطلوب از وزن بدن بودند.

نتيجه گيري و توصيهها : تصوير ذهني نامطلوب يا عدم رضايت از وزن خويش در بين نوجوانان مورد مطالعه تطور نسبي رايج مي باشد. اين امر مي تواند بر رفتارهاي تغذيهاي – بهداشتي آنان تأثير بگذارد. ترويج مفاهيم صحيح وزن مناسب و عوامل مؤثر بر آن و توجه به اين مسأله در برنامه ريزي هاي آموزشي براي اين گروه سني حائز اهميت است.

نویسندگان: داود شجاعی زاده, سید رضا مجد زاده, آرش رشیدیان, نسرین امیدوار
کلیدواژه ها : نظريه رفتار برنامهريزي شده - ميانوعده کمارزش - نوجوانان - رويکرد ترکيبي
: 13666
: 20
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: مصرف روزافزون ميانوعدههاي كمارزش در ميان نوجوانان با پيامدهاي منفي سلامتي همراه است. اين مطالعه با هدف شناسايي تعيين كنندههاي مصرف ميانوعدههاي كمارزش توسط دختران نوجوان با استفاده از يك رويكرد تركيبي و بر پايه نظريه رفتار برنامهريزي شده انجام شد. مواد و روشها: جمعيت مورد مطالعه دانشآموزان دختر مقطع راهنمايي منطقه 14 شهر تهران بود. مطالعه كيفي از نوع پديده شناسي بود و دادهها از طريق 9 جلسه بحث گروهي متمركز جمعآوري شد. به اين منظور 90 دانشآموز با استفاده از نمونهگيري سيستماتيك انتخاب شدند. پس از اخذ رضايت والدين بر اساس يك راهنماي سؤالات مبتني بر نظريه رفتار برنامهريزي شده، جلسات در محل مدرسه تشكيل شد. براي تحليل دادهها از روشframework استفاده شد. بخش كمّي شامل يك مطالعه مقطعي بود كه 790 دانشآموز 12 تا 15 ساله از 10 مدرسه در آن حضور داشتند. نمونهها بر اساس روش نمونهگيري خوشهاي طبقهاي تصادفي شده انتخاب شدند. سنجش ها شامل اندازهگيري سازههاي نظريه و بسامد مصرف ميان وعده ها بود. داده هاي بخش كمّي با استفاده از آناليز رگرسيون چند گانه انجام شد.يافتهها: نتايج هر دو روش نشان داد كه نوجوانان طي فرايند انتخاب نوع ميانوعدهها، همزمان از عوامل چندگانه و در برخي موارد متضاد تأثير ميگيرند. مزه مهمترين عامل تأثيرگذار بر نگرش نوجوانان نسبت به ميانوعدههاي كمارزش بود. عامل دسترسي آسان، عادت، ترجيح مزه و آگاهي به عنوان پيشبيني كنندههاي معنيدار كنترل رفتاري شناسايي شدند(05/0>P). در بخش كيفي، دوستان و همسالان و در مطالعه كمّي، والدين به عنوان مؤثرترين افراد تأثيرگذار معرفي شدند.نتيجه گيري: در اين مطالعه، عوامل مرتبط با مصرف ميانوعدهها در نوجوانان با استفاده از رويكرد تركيبي شناسايي شدند. كاربرد اين عوامل در طراحي مداخلات كاهش مصرف ميان وعده هاي كمارزش ميتواند مفيد باشد.
نویسندگان: احمدرضا درستی, نسرین امیدوار, بهرام رشیدخانی
کلیدواژه ها : کوتاه قدی - اضافه وزن - کودکان دبستانی - اجتماعي - جمعيتي
: 13133
: 12
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: پديده گذر تغذيهاي در كشورهاي در حال توسعه باعث شده است كه كوتاهقدي و اضافه وزن به طور همزمان در اين كشورها وجود داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف تعيين شيوع كوتاه قدي همزمان با اضافه وزن و ارتباط آن با مشخصات اجتماعي- جمعيتي والدين در كودكان دبستاني شهر خوي انجام گرفت.مواد و روشها: اين مطالعه مقطعي و تحليلي در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول 4400 دانشآموز در محدوده سني 6 تا 12 سال به روش نمونهگيريِ تصادفيِ طبقه بندي شده انتخاب شدند. در مرحله دوم، به طور تصادفي تعداد 54 دانشآموز كه بر اساس استاندارد CDC 2000 به طور همزمان دچار اضافه وزن ( BMI ≥ صدك 85) و كوتاهقدي (صدك قدي ≤ 15) بودند، به عنوان گروه مورد 115 دانشآموز كه دچار اضافه وزن و كوتاه قدي نبودند، به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. دانشآموزان گروه مورد و شاهد از لحاظ سن، جنس و دبستان با هم تطبيق داده شدند. وضعيت اجتماعي– جمعيتي خانواده طي مصاحبه با مادران دانشآموزان تعيين شد.يافتهها: بررسي وضعيت تنسنجي نمونه ها نشان داد كه 4/15% داراي اضافه وزن، 5/19% كوتاه قد و 2/1% به طور همزمان دچار كوتاه قدي و اضافه وزن بودند. گروههاي مورد و شاهد از نظر سن، قد، تحصيلات و شغل والدين، BMI پدر و سابقه خانوادگي ديابت تفاوت معنيداري با هم نداشتند. در مدل رگرسيون لجستيك، بعد از تعديل اثر ساير متغيرها سابقه كوتاه قدي در خانواده در مقايسه با نداشتن سابقه كوتاه قدي (05/0> ; P2/2 = OR)، BMI مادر بزرگتر يا مساوي 30 در مقايسه با BMI كوچكتر از 30 (01/0>; P8/2 = OR) و داشتن منزل استيجاري/سازماني در مقايسه با صاحب خانه بودن (05/0 >; P3/2 = OR) با وضعيت كوتاه قدي- اضافه وزن ارتباط مثبت داشتند.نتيجه گيري: كوتاهقدي در دانشآموزان دبستاني شهر خوي شايعتر از اضافه وزن بود و با عوامل ژنتيكي، محيطي و اقتصادي مرتبط است. انجام مطالعات آينده نگر براي تأييد اين ارتباطات و يافتن رابطه علت و معلولي مورد نياز است.
نویسندگان: آرزو رضازاده, نسرین امیدوار, زهره ستایشگر
کلیدواژه ها : الگوهاي غذايي - وضعيت اقتصادي - اجتماعي و جمعيتي - زنان - تحليل عاملي
: 6618
: 27
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: مطالعات اندكي، رابطه الگوهاي غذايي و عوامل اقتصادي- اجتماعي و جمعيتي را بررسي كردهاند. هدف اين مطالعه، تعيين الگوهاي غذايي غالب و رابطه آنها با وضعيت اقتصادي- اجتماعي و جمعيتي زنان 20 تا 50 ساله ساكن شمال شهر تهران بود.مواد و روشها: در اين مطالعه مقطعي 460 زن 20 تا 50 ساله ساكن مناطق شمال شهر تهران به روش نمونهگيري طبقهبندي شده، تصادفي انتخاب شدند. دريافتهاي غذايي معمول افراد در طول يكسال گذشته با استفاده از پرسشنامه نيمه كمّي بسامد خوراك و خصوصيات اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي از طريق مصاحبه حضوري به دست آمد. جهت شناسايي الگوهاي غذايي غالب از روش تحليل عاملي استفاده شد. رابطه بين الگوهاي غذايي غالب و خصوصيات اقتصادي- اجتماعي و جمعيتي با تحليل كوواريانس بررسي شد. يافتهها: دو الگوي غذايي غالب شناسايي شد: الگوي غذايي سالم (مصرف بالاي ميوه، سبزيجات زرد، سبزيجات كلمي شكل، ساير سبزيجات، گوجه فرنگي، دوغ، لبنيات كم چرب، طيور و ماكيان، زيتون، مغزها، آبميوههاي طبيعي، سيب زميني، سير، قهوه، خشكبار و حبوبات) و الگوي غذايي ناسالم (مصرف بالاي گوشت فراوري شده، سس مايونز، نوشابه، شيرينيها، غلات تصفيه شده، ميانْوعدهها، آبميوههاي صنعتي، گوشت قرمز، مغزها، سيب زميني سرخ شده، روغنهاي هيدروژنه، تخم مرغ، كره، لبنيات پُرچرب، قند و شكر و گوشت احشا). بعد از تعديل اثر ساير متغيرها، قوميت آذري در مقايسه با قوميت فارس (01/0P< ؛44/0= B) و سكونت در منطقه 7 در مقايسه با منطقه 3 (01/0P< ؛39/0= B) با الگوي غذايي ناسالم رابطه مثبت داشتند و سن (01/0P< ؛04/0- = B)، تحصيلات دانشگاهي (05/0P< ؛34/0- = B)، درآمد كل خانوار در ماه (05/0P< ؛25/0- = B)، با الگوي غذايي ناسالم، رابطه منفي داشتند. سن (01/0P< ؛03/0= B) و زير بناي منزل (01/0P< ؛21/0= B) با الگوي غذايي سالم، رابطه مثبت و مدت زمان اقامت در تهران، با اين الگوي غذايي، رابطه منفي داشتند (01/0P< ؛01/0- = B).نتيجه گيري: عوامل اقتصادي- اجتماعي و جمعيتي از عوامل تأثيرگذار بر نوع الگوي غذايي افراد مورد مطالعه بود. پيشنهاد ميشود كه در تعيين رابطه الگوهاي غذايي و بيماريها، عوامل اقتصادي- اجتماعي و جمعيتي نيز در نظر گرفته شود.